حمد الله مستوفي قزويني

56

تاريخ گزيده

عازور بن الياقيم بن ابيوذ بن زربايل بن شلتيل بن كيناهو بن يوشيا بن امون بن منشا ابن حزقيا بن احاز بن يوتام بن عزيا بن امصيا بن يهواش بن احزيا هو بن يورام بن يهوشافاط - بن اسا بن ابيا بن رحبعيم بن سليمان بن داود بن ايشا بن عوبد بن باعز بن سلمون بن نحشون ابن عمى نادب بن رام بن حصرون بن فارص بن يهودا بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم ابن آذر بن ناحور بن ساروغ بن ارغوا بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك بن متوشلخ بن ادريس بن يرد بن مهلائيل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم عليه السلام . به حكم حديث كه در مقدمه ذكر رفت ، اولوا العزم پنجم است و بديگر روايت سيوم . در روز چهار شنبه بيست و پنجم كانون الاول سنهء ثلاث و ثلثين و مأتين اسكندرى متولد شد ، بديه ناصرة الخليل ، از قرى بيت المقدس و گروهى او را ازين سبب نصرانى [ 1 ] خوانند و آن زمان كه متولد شد پيغمبر بود و هيچ پيغمبر را غير از و پيش از بلوغ ، بلكه پيش از چهل سالگى پيغمبرى نبوده . چون سى ساله شد بفرمان خداى تعالى از ولايت دمشق با بيت المقدس رفت و انجيل به دو منزل شد . خلق را به خدا مىخواند . جهودان از و معجزه خواستند . خفاش را از گل ساخت و باد درو دميد ، بپريد و اكمه و ابرص را كه طبيبان از معالجهء او عاجز بودند ، بينا و درست گردانيد و سام بن نوح را بالتماس ايشان زنده كرد تا به پيغمبرى او گواهى داد . با وجود اين معجزات تكذيب او كردند . عيسى دو سال در بيت المقدس دعوت كرد ، چون كسى نمىپذيرفت عازم مصر شد . در راه بجمعى گازران رسيد . دوازده كس بودند و ايمان آوردند ، ايشان حواريانند . اسامى ايشان اينست : بطرس و اندراوس و يقبس و يحنس ، فيلبس برتليماس توماس و ماتياس ، شمعون ، يودس ، يقبس و يهودا [ 2 ] . اين دوازده كس با او به زمين اندلس

--> [ 1 ] - چنين است در همه نسخ ولى به نظر مىآيد كه « ناصرى » باشد . [ 2 ] - چون صاحب تاريخ گزيده ، اسامى را نزديك به صورت يونانى داده ، براى روشن شدن بيشتر اين موضوع ، اسامى آنان را به صورت فرنگى ( مأخوذ از يونانى ) درج مىكنيم : شمعون Simon پسر يوحنا كه عيسى او را پطرس ( Pierre به معناى سنگ ) ناميد ، اندره Andre برادرش ، يعقوب Jacob معروف به كبير پسر زبدى يوحنا Jean ، كاتب يكى از اناجيل ، فيليپ Philippe و بر تولمه Bartholemy و توما Thomas و ماتيو Mathias و شمعون Simon و يهوداى Judas ملقب به لباوس يا تداوس ، يعقوب صغير پسر حلفى و بالاخره يهوداى اسخريوطى . نكتهء ديگر اينكه ، مستوفى ، آنها را از گازران دانسته ، در حالى كه آنان از ماهيگيران فقير درياچهء طبريه بوده‌اند . همچنين كلمهء اندلس كه در همه نسخ آمده و مسلما از مستوفى است ، درست نيست و به نظر مىآيد كه مقصود اردن بوده يعنى منطقهء رودخانهء اردن فعلى